X
تبلیغات
رایتل

اس ام اس تنهایی

برای سفر به گذشته نیازی به ماشین زمان ندارم …
منِ خسته با یک نخ سیگار و چند پک عمیق ، هر روز به گذشته سفر میکنم !
::
::
تنها نشسته ام و چای مینوشم و بغض میکنم
هیچکس مرا به یاد نمی آورد
این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی
و من حتی آرزوی یک نفر هم نبودم . . .
::
::
خدایا مرا چه طعمی آفریدی
که همه از من زود سیر میشوند . . .
::
::
ڪـا ش میشـد
خودمو یـﮧ جایی جا بذارم
و
برگـردم ببینم…
دیگه نیستم
::
::
چگونه استـــ حال من…
با غمـــ ها می سازمــــ…
باکنایه ها می سوزمــــــــــ…
به آدم هایی که مرا شکستند لبخند می زنمـــــــــ…
لبخندی تـــلخـــــــ….
خــــــــــداونــــــــــــــــــــدا…
می شود بگویی کجای این دنیـــــــــــــا جای من استــــــــ…
از تــــــــــــــو و دنـــیایی که آفـــــــــــریدی
فقط در اعماق زمینـــــ اندازه یه قـــــــبر
فقط یک قبـــــــــــــــر…
در دور تـــــــــــرین نقطه جــــــهانــــ می خــــــــــــواهمـــــــــ
خــــــــدایـــــا خــــــسته ام خــــــستهـــــــ…
::
::
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .
دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .
اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!
وَ حآل هــَم کِه . . .
گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .
زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .
وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .
گریـــه کنی . . .
::
::
تمام آرزوی امشب من ، ندیدن فرداست …
::
::
هر روز میمیرم
هر روز میشکنم
هر روز میگریم
هر روز میـ …
روزها تکراریست یا افعال من ؟!
خسته ام از این میـ … ها…
::
::
زندگیمون شده سریال
امروز خودشو میبینیم فردا تکرارشو !
::
::
حس آن ته سیگار مچاله
حس آن شاخه شکسته روی زمین
حس بیمار در کما رفته
حس آن بره که گرگ نشسته برایش به کمین
حس تنهایی و رخوت
حس جان دادن تو خلوت
حس مرگ دارم امشب !
::
::
حس پرنده ای رو دارم که از قفس آزاد شده اما پرواز از یادش رفته !
::
::
خدایا خسته ام!
از غریبــه بــودن بیــن ِ این آدمـ ها
از بـے کسـے
از ایـــن کـه از جنـس ِ آدمـ های اطرافــم نیستــم
از اینکه همه تا میفهمــن از خودشــون نیستــم
رفتارشــون باهامـ عوض میشـه
خدایــا!
تو بـا مــن باش..
::
::
حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش “تـــــوجـــــه” نمیکنه !
::
::
این روزها پارو را رها کرده ام و دراز شده ام کف قایقی معلق که به هیچ کجا نمی رود !
::
::
پروانه ی من در تاری افتاده است که؛
عنکبوتش “سیر” است؛
نه می تواند پرواز کند؛
نه می میرد …!
::
::
همیشه هم قافیه بوده اند، “ســ ـ ـیب” و “فریـ ـ ـب”!
همانند سیبی که آدم و حوا را فریب داد و حالـــا هم با هم میگوییم
“سیــــــــ ــب”
و دوربین های عکاسی را فریب میدهیمـــ
تا پنهان کنیم اندوهمان را پشت این لبخند مصنوعی…
::
::
کَم آوَرבه ام …!
خـבایـ ـا اَعـ ـصابٍ مَن
فاحـ ــشـﮧ نـ ــیست
کـﮧ روز وَ شَـ ـب
مورב تَجـ ـاوز قـَ ـرارَش میـבهند
::
::
هنوز منتظرم
وسط یک شب بارانی
که از شدت تب عرق کرده ام
بیدارم کنی و
بگویی
چیزی نیست
خواب می دیدی…
::
::
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را ، لطفا نگوید کسی “دوستم داشته باش”
این یک قلم جنس را نداریم … تمام شد … من تعطیلم !
::
::
دلم هوای خودم را کرده است
ایــن روزهـــا
بیشــتر از هــر زمــانی
دوسـت دارم خــودم باشــم !!
دیگــر نـه حــرص بدســت آوردن را دارم
و نه هـــراس از دســت دادن را ..
هرکـــس مـــرا میـــخواهد بـخـــاطــر خــودم بخواهــد
دلــم هـــوای خـــودم را کـــرده اســت ..
همین…
::
::
خــــدایــا یــه بُــــر بــه ایــن زنــدگیــمون بــزن
شایــد دو تــا حکــم افتــاد دستمــون
که هــر نامــــردی آســش رو بــه رخ مــا نکــشــه
::
::
خَـــــــــــسته ام
ولـــــــــــــــی هَــــــــــنوز
بــــــوی دوســــــــــتت دارم میـــــــــدهم …
::
::
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،
در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد…!
::
::
چقدر غریب !
هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند!
یخ کرده زمین از بی هوایی …
::
::
خدایا
گله نمیکنم…
ولی کاسه ام را اینقدر خالی دیده ای
که هر چه خواسته ام را
در کاسه ام میگذاری!
::
::
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ،
روزی که دیگر دوستم ندارد ،
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد
و روزی که عاشق دیگری می شود
::
::
دلگیرم
از دنیآ و روزگآرش
از بی کسی هآ و سکوت هآ!
این منم که اینگونه خسته ام
منی که همیشه خوب بودم و خندآن
منی که خنده هآیم مثآلی بود به مثآل ضرب المثل!
نمی توآنی بفهمی و البته عجیب هم نیست برآیم!
چون “تـو”، “من” نیستی!
پس لطفا قضآوتم نکن…
::
::
می خندم!
دیگر تب هم ندارم
داغ هم نیستم
دیگر به یاد تو هم نیستم
سرد شده ام
سرد سرد
نمی دانم
شاید…
شاید دق کرده ام!
کسی چه می داند…
::
::
دلـَم یـک تـَصـادُف جـدی می خواهـد!
پُـر سـر و صـدا،
آمبـولانـس ها سـَراسیـمه شـوند و
کــار اَز کــار بـــَــگـذَرَد…!
::
::
خدایا
گله نمیکنم…
ولی کاسه ام را اینقدر خالی دیده ای
که هر چه خواسته ام را
در کاسه ام میگذاری!
::
::
باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،
آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و یک دنیا خستگیم بگشاید ؛
هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد
بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …
روزی که دروغ میگوید ،
روزی که دیگر دوستم ندارد ،
روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد
و روزی که عاشق دیگری می شود
::
::
لحظاتی هست که هیچ چیز این زندگی قانعت نمی کند
و فقط و فقط نیاز به اندکی مردن داری !
::
::
پـــایــیـــز اســـتـــ ؛
انـــار نیــســتــم کــه بــرســم بــه دســـتــهــای تـــو
بــرگـــم…

پــر از اضـــطـــرابــ افـــتـــادنــــم

::
::

بال من….مال تو!! فرصت پرواز من….پیشکش خنده های خوشحال تو…! میپری شاد شاد…میشوی غرق نفس های
باد…. میرود از خاطرت یاد من و قصه ی بی بالی ام! من ولی یاد تو می افتم و خوشحالی ات….غصه فراموش دلم
میشود،وقت تماشای سبک بالی ات!!
::
::
زیدگی ساده است!به سادگی نبودن تو و به سادگی شکستن من..
::
::
چه تفاوت عمیقی است!بین تنهایی قبل از بودنت و تنهایی بعد از رفتنت!
::
::
خستگی و تاول زیر پایت را….برایم سوغاتی آورده ای!! می نشینی…..نفسی تازه میکنی….و میروی!! و من…چشم
به راه تو….به نیمکت بودن خود ادامه میدهم!!
::
::
بگذار دستانت را محکم تر بگیرم،برای درک خوشبختی که میدانم فردا نصیب دیگریست….!
::
::
برای نیلوفر قشنگم:عزیزم امیدوارم توی همه ی مراحل زندگیت موفق بشی!اگه تو خودت بخوای به هرچیزی که
میخوای میرسی،چون تو لایق بهترین ها هستی….
::
::
دردم این است که باید پس از این قسمت ها….! سال ها منتظر قسمت آخر باشم!!
::
::
سریعترین نقاشی بود که دیدم!! در یک چشم به هم زدن،روزگارم را سیاه کرد!!
::
::
همه دارن واسه ی مادراشون کادو و گل میگیرن… منم واسه مامانم گل گرفتم و الان اومدم سرمزارش!اینم از تقدیر و
سرنوشت من!!!مامانی جات خیلی توی خونه خالیه.بابا دیگه نمیخنده،حرف نمیزنه،فقط زل میزنه به عکست.انگار اونم
منو فراموش کرده!من نمونه ی یه بی کس واقعی ام!نه داداشی…نه خواهری…مامانی بدجور تنهام!بد جایی تنهام
گذاشتی و رفتی…..*از خدا میخوام همه ی مادرای این سرزمین،همیشه شادو سلامت باشن
::
::
ختم کلام…. عشق یعنی یکی بود….و یکی نابود….!!
::
::
ساکتم…هیچی نیستم! حتی آنقدر آدم نیستم که عاشقم باشی؟؟ اما کاش میفهمیدی،من در برابر هرزه های بی
احساس این شهرشلوغ،فقط یک دختر ساده ی ساده ام…!!
::
::
ترکم کردی،تنهایی سخت بود… همدمی انتخاب کردم بنام سیگار…! با همدم همه جا رفتم،دیگرکسی مرا حساب
نمیکرد!! داشتن یار تقاص دارد؟؟ مگر توأم یار نداری؟!چرا مرا بدبخت خطاب میکنند و تورا خوشبخت..؟!
::
::

نه بغضی…نه فریادی….فقط صدای چیک چیک باران می آید! این منم که روی وسعت دل زمین میگریم….!
::
::
از آن همه مهربانی،نصیبم تنهایی شد!!خدایامیشود کمی بی رحم باشم؟
::
::
این روزها بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم!! دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم و نه هراس از دست دادن!!
هرکس مرا میخواهد،بخاطر خودم بخواهد!! دلم هوای خودم را کرده است…..!
::
::
نه شکارچی….! نه تفنگ…! نه تیر…!! هیچکدام نمیدانستند که پرنده برای بچه های خود غذا میبرد،قبول….! اما خدا
که میدانست!! نمیدونم ماجرای ما به کجا ختم میشه!خدا جونم تمومش کن،خسته ام…..
::
::
روزگار….تسلیمم! سهم من از عشق…برای تو!
::
::
گیرم که باران هم آمد…همه چیزم را شست…هوا هم عالی شد!! فایده اش برای من چیست؟ هوای دل من،بی تو بد
است…
::
::
این روزها بیشتر از هر زمانی دوست دارم خودم باشم!! دیگر نه حرص بدست آوردن را دارم و نه هراس از دست دادن!!
هرکس مرا میخواهد،بخاطر خودم بخواهد!! دلم هوای خودم را کرده است…..!
::
::
این همه تنهایی…. سهم من نیست،خدا!!
::
::
ساکتم…هیچی نیستم! حتی آنقدر آدم نیستم که عاشقم باشی؟؟ اما کاش میفهمیدی،من در برابر هرزه های بی
احساس این شهرشلوغ،فقط یک دختر ساده ی ساده ام…!
::
::
داستان این روزها،غم انگیز است….و کام سیگار،سنگین تر….. شاید سالها بعد….رمانش را نویسنده ای بنویسد:من و
سیگارم!!
::
::
دنیایت را با دنیایم عوض میکنی؟؟ فقط چند ساعت….! میخواهم بانم آنکه دنیای من است،در دنیایش چه سهمی
دارم…!!!
::
::
مادر یعنی….دستانی که بخاطر آرامش من،چروک شده…. *تقدیم به همه ی مادرای مهربون
::
::
بگو تمام تو مال من است…!!! دلم میخواهد حسادت کنم به خودم…!!
و جودی نازم
::
::
خوش به حال اونایی که توی دنیای واقعی انقدر سرشون شلوغه که وقت نمیکنن بیان دنیای مجازی!
::
::
میگویند:قسمت نیست،حکمت است!! خدایا…. من معنی قسمت و حکمت را نمیدانم! اما تو….معنی طاقت را
میدانی…مگر نه؟؟
::
::

دنیا هر چقدر هم که کوچک باشد!تو از من دور شده ای و این تمام ماجراست…
::
::
اگر کسی نیست که بهش فکر کنی به آسمون فکر کن چون تو آسمون یکی هست که همیشه به تو فکر میکنه….

::
::
امشب هم صحنه سازی میکنم و خودم را گول میزنم!! حتمأ اسب سپیدش بیمار شده بود و نتوانست بیاید…!!
::
::
دستهای تو، بوی آرزوهایم را میدهد…!
::
::
دراز میکشم،خیره میشوم به سقف….اشک هایم می چکند!! سر میخورند و میروند به جایی که تو همیشه
میبوسیدی…
::
::
بندبنددل بنده به بند بند دلت بنده ،آهای دلبنده بنده خیلی دلم برات تنگه . .